ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

692

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

و نيز ممكن است در ازمنه بعد از ائمه ( عليهم السلام ) اعقاب ذكور حضرت امام حسن زنى از اعقاب حضرت امام زين العابدين ( عليه السلام ) گرفته باشد و اعقاب ذكور حضرت امام زين العابدين زنى از اعقاب حضرت امام حسن ( عليه السلام ) گرفته باشد و بر ما پوشيده باشد كه باز اعقاب هريك از آنها حسنى حسينى خواهد بود ، و هر دو نسبت بهريك از آنها صادق باشد و هريك از آنها محض افتخار خود را به هر دو نسبت منسوب دارند . و در « طرائق الحقائق 3 : 149 » فرمايد : وجه تسميه ، راقم را معلوم نيست انتهى . و در حاشيه منه « آثار عجم » نوشته كه در وجه تسميه‌اش گويند كه يكى از أجداد آنها با شخصى مشاجره داشت و نفى سيادت از آن سيد مىنمود ، دستى از غيب ظاهر شد و شجره‌نامه‌ئى بدامان سيد افكند ، و بعضى ديگر نوشته‌اند كه آن سيد با وزيرى بر سر ملك و زراعتى منازعه داشتند ، وزير سيد را سقط گفت ، دستى از غيب برآمد و بر سينه وزير خورد و مرد ، انتهى . و به‌هرحال ، مرحوم ميرزا ابو الحسن صاحب عنوان ( عليه الرحمة و الرضوان ) از شعراء عصر و زمان خويش بوده كه در سنه هزار و صد و هفتاد ، مطابق سال ( 1135 - 1136 ) شمسى ، در زمان كريم خان متولد شده و كسب مراتب سلوك نموده و با مرحوم حاج ميرزا ابو القاسم سكوت كه در ( 1239 ) بيايد در طى آن راه همدم و شفيق بوده و اشعار بسيارى كه در آنها تخلص فردوس فرموده سروده كه پس از وفاتش چندى از آنها از ميان رفته ، و از آن جمله اين چند فرد بنقل از « طرائق 3 : 149 » اينجا نوشته شد : مگر آن تنگ پيراهن گشادند * كه از بوى گلم ديوانه كردند ز مى ساقى چراغى پيش ره گير * كه مستان گم ره ميخانه كردند بود پيچيده طومارى دل از غم * كه هر حرفيش باشد دفترى چند جفا كم كن بمرغان گرفتار * چه مىخواهى ز بىبال‌وپرى چند و او هماره مانند آباء و اجداد خويش در محلهء اسحاق بيك شيراز ساكن و توليت بقعه متبركه جناب امامزاده محمد را در آن محله داشته و خود در افتخار بدان امر فرمايد : فرزند دين محمد موسى كه از شرف * دربانيش بود شرف و افتخار من و آخر ، در اين سال پس از مدت پنجاه سال قمرى عمر وفات كرد ، چنان كه در « طرائق » فرموده ، و در « فارسنامه » در هزار و دويست و سى و اندى گفته كه ظاهرا اشتباه باشد .